تبلیغات
سکوتی آرام کننده - دهه شصتی ها
شنبه 11 آذر 1391

دهه شصتی ها

   نوشته شده توسط: آرمین    

شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.

شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ

شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.

شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.

شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.

شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.

شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !

شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .

شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.

شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟

شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !

شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !

شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !

شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !

شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.

شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.

شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!

شما یادتون نمیاد تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن آب بخوریم

شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم، رو در مینوشتن: آمدیم منزل، تشریف نداشتید!!!

شما یادتون نمیاد، تو راه مدرسه اگه یه قوطی پیدا میکردیم تا خود مدرسه شوتش میکردیم …

شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم :دی

شما یادتون نمیاد، خانم خامنه ای (مجری برنامه کودک شبکه یک) رو با اون صورت صاف و صدای شمرده شمرده اش

شما یادتون نمیاد: تو دبستان سر کلاس وقتی گچ تموم میشد، خدا خدا میکردیم معلم به ما بگه بریم از دفتر گچ بیاریم، همیشه هم گچ های رنگی زیر دست معلم زود میشکست، بعدم صدای ناهنجار کشیده شدن ناخن روی تخته سیاه

شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه

شما یادتون نمیاد، اون موقعها مچ دستمون رو گاز می گرفتیم، بعد با خودکار بیک روی جای گازمون ساعت می کشیدیم .. مامانمون هم واسه دلخوشیمون ازمون می پرسید ساعت چنده، ذوق مرگ می شدیم

شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم

شما یادتون نمیاد، دوست داشتیم مبصر صف بشیم تا پای بچه ها رو سر صف جفت کنیم…

شما یادتون نمیاد، پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد.

شما یادتون نمیاد: از جلو نظااااااااااااااااام …

شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست، اونا یه درس از ما عقب تر باشن

شما یادتون نمیاد اون موقع ها وقتی مدادمونو که میتراشیدیم همش مواظب بودیم که این آشغال تراشش نشکنه همینجوری هی پیچ بخوره

شما یادتون نمیاد تو دبستان وقتی مشقامونو ننوشته بودیم معلم که میومد بالا سرمون الکی تو کیفمونو می گشتیم میگفتیم خانوم دفترمونو جا گذاشتیم!!

شما یادتون نمیاد، برگه های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن

شما یادتون نمیاد اون روز هایی که هوا برفی و بارونی بود ناظم مدرسه میگف امروز صف نیست مستقیم برید سر کلاس

شما یادتون نمیاد ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !

شما یادتون نمیاد ابتدایی كه بودیم, وایمیسادیم تو صف...بعد ناظممون میومد میگفت یه جوری بگید مرگ بر امریكا؛تا صداتون برسه امریكا.....!!! ما هم ابلـــــــــــــــــــــــــــه ، فكر می كردیم امریكا كوچه بغلیه ، ازتهِ جیــــــــــــــگر داد میزدیم..


چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر


برچسب ها: دهه شصتی ها ، دهه 60 تی ها ،

real chaturbate hack
سه شنبه 14 شهریور 1396 01:37 ق.ظ
Good site you have here.. It's hard to find excellent writing like yours these
days. I honestly appreciate people like you! Take care!!
Foot Complaints
سه شنبه 10 مرداد 1396 01:19 ب.ظ
Hi it's me, I am also visiting this web page regularly, this web site is
truly fastidious and the visitors are actually
sharing nice thoughts.
lillasaragusa.hatenablog.com
شنبه 7 مرداد 1396 03:19 ب.ظ
What's up, its pleasant piece of writing about media print, we all be aware of media is a great source of data.
std test at home
دوشنبه 5 تیر 1396 04:28 ق.ظ
core از خود نوشتن در حالی که صدایی مناسب در آغاز آیا واقعا نشستن بسیار خوب با من پس از برخی از زمان.
جایی در سراسر جملات شما قادر به
من مؤمن اما فقط برای کوتاه در
حالی که. من این کردم مشکل خود را با فراز در منطق
و یک ممکن است را سادگی به پر کسانی که معافیت.
اگر شما که می توانید انجام من خواهد
بدون شک تا پایان تحت تاثیر قرار داد.
BHW
دوشنبه 28 فروردین 1396 06:58 ق.ظ
Great items from you, man. I've be aware your stuff previous to and you are just extremely great.

I actually like what you have received right here, really like what
you are saying and the way during which you are saying
it. You are making it entertaining and you still care for to stay it wise.
I can not wait to read much more from you. This is actually
a wonderful website.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:22 ق.ظ
Hurrah! After all I got a weblog from where I can genuinely get useful facts regarding my
study and knowledge.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 09:09 ق.ظ
A fascinating discussion is worth comment. I do think that you ought to publish more about this topic, it may not be a taboo subject but
usually people do not discuss such subjects.
To the next! All the best!!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:45 ق.ظ
I don't know if it's just me or if everyone else experiencing issues with your blog.

It appears as if some of the written text in your posts are running off the screen. Can someone else please provide feedback and let me know if this is happening to
them as well? This may be a problem with my internet browser because I've had this happen previously.

Thank you
manicure
سه شنبه 15 فروردین 1396 08:56 ق.ظ
Thanks for the marvelous posting! I truly enjoyed reading it, you
can be a great author.I will make certain to bookmark your blog and will often come back someday.

I want to encourage you to continue your great writing, have a nice evening!
manicure
یکشنبه 13 فروردین 1396 12:40 ب.ظ
At this moment I am ready to do my breakfast, after having my breakfast coming
yet again to read more news.
zahra
چهارشنبه 13 فروردین 1393 01:38 ق.ظ
واقعا ازت ممنونم همیشه با همین خاطرات زندگی میکنم.همه بجه های دهه شصتی رادوست دارم .خیلی صاف وصادقند
پاسخ آرمین : خواهش زهرا خانم!! همه دهه شصتی هارو دوس دارن!!
ساغر
پنجشنبه 7 شهریور 1392 11:52 ق.ظ
سلام خیلی خیلی از مرور خاطرات دهه شصتی ها لذت بردم و دروغ نگم گریه م گرفت..
بخاطر سادگی و صداقت اون روزا..
تشکر بابت تداعی روزهایی که ما بودیم و برا بعضیهاش نبودیم اما شنیدیم..
پاسخ آرمین : سلام. مرسی ساغر جان. دیدم هم متنش قشنگ بود هم به قول خودت مرور خاطراتمون بود گفتم بذارمش که همه دهه شصتی ها مثل ما بخونن و لذت ببرن. مرسی که سر زدی!
فائزه
سه شنبه 8 اسفند 1391 08:55 ب.ظ
واقعا زیبا بود.
پاسخ آرمین : مرسی!!
مرضیه
یکشنبه 15 بهمن 1391 02:52 ب.ظ
سلام آقا آرمین.فوق العاده ای ایول..
پاسخ آرمین : سلام مرضیه خانم!! مرسی!!
چهارشنبه 22 آذر 1391 09:53 ب.ظ
چه زیبا.مثل همیشه
پاسخ آرمین : مرسی!! مثل همیشه!!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر